|
آتش دل
|
||
|
ای مردم عالم در این دنیا به چه کارید هیچ ندارید اگــــر عشق ندارید ... |
هوالبصیر
پیوسته تو را به رهگذر خواهم ماند
در راه تو با دیده ی تر خواهم ماند
دیدار تو امشب به دلم افتاداست
تا وقت سحر چشم به در خواهم ماند
نمی دانم که ما را عشق مهمان می کند یا نه
به جامی این پریشان را غزل خوان می کند یا نه
دلم تنگِ رخ ِساقی در این تنگِ غروب آیا
درِ میخانه باز و باده گردان می کند یا نه
دریغا عمر من طی شد نمی دانم که می داند
چه ها با این دلِ مجنونِ حیران می کند یا نه
...
دلم تنگ محب است و امیدم لطف او آیا
شب جمعه مرا در عشق مهمان می کند یا نه
* اشعار از سروش علی
** عکس از آقای میم.پسرخاله
|
|